واژه هایی که قصه زنان توانمندگیلانی را روایت می کنند
مطهره احمدی؛ در روایتهای قدیمی از گیلان، زنان فقط مدیریت خانه و فرزندان را بر عهده نداشتند؛ بسیاری از کارهای بزرگ زندگی و اجتماع نیز با تدبیر و توان آنها پیش میرفت.
عروسیهای قدیم را به یاد بیاورید؛ زمانی که غذا در حیاط خانه و در دیگهای بزرگ پخته میشد و زن گیلانی، با چادر بسته به کمر و روسری گرهخورده بر سر، از این دیگ به آن دیگ سر میزد و همهچیز را مدیریت میکرد.
یا روایت مادربزرگهایی که در دوران بارداری نشا میکردند، در شالیزار کار میکردند و حتی گاهی همانجا فرزندشان را به دنیا میآوردند و دوباره به کار بازمیگشتند؛ روایتهایی که امروز شاید برایمان شبیه افسانه باشد.
این نقش پررنگ زنان در زبان گیلکی هم بازتاب داشته است؛ در رشت، از اصطلاحهایی مانند «پاکار» و «سرپامج» یا «سروامج» یاد شده است.
در لشتنشا، واژه «کینی» و در کوچصفهان، «کوینی» در روایتهای محلی به چشم میخورد؛ واژههایی ریشه و معنای دقیق آنها احتمالا ارتباط با مفهوم کدبانویی و مدیریت امور خانه و زندگی دارد.
حتی واژههایی مانند «آقا زن»، «کلانتر» و... نیز در برخی روایتهای محلی برای زنان به کار میرفته؛ تعبیری که میتواند نشانهای از جایگاه مدیریتی و نقش اجتماعی آنان در ساختار زندگی آن روزگار باشد.
مرور این واژهها فرصتی است برای اینکه به بخشی از تاریخ اجتماعی گیلان نگاه کنیم که کمتر در کتابها نوشته شده؛ تاریخی که در آن، بسیاری از زنان بیآنکه عنوان و منصب رسمی داشته باشند، مدیر خانه، کار، خانواده و گاهی یک رویداد بزرگ بودند.
اگر از مادربزرگها، مادرها و زنان نسلهای گذشته گیلان خاطرهای دارید، یا واژه و اصطلاحی محلی برای زنان کاردان و توانمند میشناسید، در بخشکامنتهابا ما به اشتراک بگذارید.