مطهره احمدی؛این روزها کافی است نگاهی به شبکههای اجتماعی بیندازیم تا با موجی از واژهها و مفاهیم تازه روبهرو شویم؛ «رابطه سمی»، «تاکسیک»، «انرژی منفی»، «مرزبندی» و «خودمراقبتی» از جمله اصطلاحاتی هستند که بهسرعت وارد ادبیات عمومی جامعه شدهاند. مفاهیمی که حالا در تحلیل روابط دوستانه، عاطفی، کاری و حتی ارتباطات روزمره نیز به کار میروند.
رواج این واژهها را میتوان نشانهای از افزایش آگاهی نسبت به سلامت روان، حقوق فردی و اهمیت حفظ حریم شخصی دانست. اما در کنار این آگاهی، این پرسش مطرح میشود که آیا هر اختلافنظر، هر انتقاد، هر دلخوری یا هر گفتوگوی ناخوشایند را باید نشانه یک رابطه سمی دانست؟
به نظر میرسد گاهی این مفاهیم از معنای اصلی خود فاصله میگیرند و به برچسبهایی آماده برای توصیف هر نوع نارضایتی در روابط تبدیل میشوند. انگار قرار است آدمها تنها تا زمانی در زندگی یکدیگر حضور داشته باشند که هیچگونه ناراحتی، تعارض یا احساس ناخوشایندی ایجاد نکنند.
در جامعه امروز، فرد بیش از گذشته به دنبال استقلال، انتخاب شخصی و تعریف زندگی بر اساس خواستههای خود است. این تغییر بهخودیخود نه منفی است و نه نشانه فروپاشی اخلاق اجتماعی. اتفاقاً بخشی از آن نتیجه به رسمیت شناخته شدن حقوق فردی و فاصله گرفتن از روابط تحمیلی است.
از سوی دیگر افراط در این نوع نگرش به جایی میرسد که اگر اعمال یک نفر باب میل ما نباشد سمی است، اگر انتقاد کند، انرژی منفی دارد؛ اگر مخالفت کند، درکمان نمیکند و اگر از ما انتظاری داشته باشد، مرزهایمان را نادیده گرفته است. در حالی که رابطه انسانی، اساساً محل مواجهه با تفاوتهاست، نه تکرار بینقص خواستههای یکدیگر.
البته نباید در نقد این وضعیت، به دام دفاع از روابط آسیبزا افتاد. هیچکس موظف نیست تحقیر، کنترلگری، خشونت، سوءاستفاده عاطفی یا رفتارهای مداوم آزارگرانه را به اسم حفظ یک رابطه تحمل کند.
مرزبندی سالم یکی از دستاوردهای مهم آگاهی اجتماعی و روانشناختی امروز است. انسان حق دارد درباره حریم خصوصی، احساسات و انتخابهایش تصمیم بگیرد. حق دارد در برابر رفتار توهینآمیز بایستد و حتی در شرایطی که رابطه به او آسیب وارد میکند، فاصله بگیرد.
اما مرزبندی با حذف هر فردی که مطابق میل ما رفتار نمیکند، یکسان نیست. مرز سالم قرار نیست راهی برای فرار از گفتوگو، پذیرش مسئولیت یا مواجهه با اختلاف باشد.
گاهی لازم است گفتوگو کنیم؛ به جای قهر، ناراحتیمان را توضیح دهیم و به جای برچسب زدن، رفتار طرف مقابل را نقد کنیم. همانطور که دیگران مسئول رعایت مرزهای ما هستند، ما نیز در برابر احساسات، خواستهها و مرزهای دیگران مسئولیت داریم.
شاید در روزگاری که مفاهیمی مانند خودمراقبتی و مرزبندی بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفتهاند، لازم باشد میان محافظت از سلامت روان و فرار از پیچیدگی روابط انسانی تفاوت قائل شویم. قرار نیست برای داشتن آرامش، تمام آدمهایی را که با ما تفاوت دارند از زندگیمان حذف کنیم.
مرزبندی سالم یعنی بدانیم تا کجا باید از خودمان محافظت کنیم؛ نه اینکه دیواری دور خودمان بکشیم و نام آن را آرامش بگذاریم.

دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ارسال دیدگاه