آخرین به‌روزرسانی: ۱۴۰۵/۰۸/۱۶ ۱۱:۱۵

شهریه ای که بابت «ترس» پرداخت می شود

👁 8 بازدید · 🔥 1 نفر در حال مشاهده

انوشیروان مباشرامینی؛چند شب پیش، در یکی از جمع‌های خانوادگی، پدری را دیدم که با گوشی‌اش مشغول حساب و کتاب بود. نه برای خرید خانه یا ماشین؛ برای پرداخت شهریهٔ مدرسهٔ فرزندش. با تلخی می‌گفت: «از صبح ده بار از مدرسه دخترم تماس گرفتند که باید تا فردا شهریه را تسویه کنم. حقوق ماهانهٔ من و همسرم، به اندازهٔ نصف شهریه یک سال این مدرسهٔ غیرانتفاعی هم نیست. اما چه کنم؟ نمی‌خواهم بچه‌ام در مدرسهٔ دولتی احساس کمبود کند.»

شاید این فقط حرف یک پدر باشد؛ اما واقعیت این است که حال این روزهای بسیاری از خانواده‌های این استان را روایت می‌کند؛ دردی که در آمارهای اقتصادی چندان دیده نمی‌شود، اما هر سال با آغاز ، به بحرانی روانی و اجتماعی در خانه‌های بسیاری از مردم تبدیل می‌شود.

چرا خانواده‌های گیلانی سراغ مدارس غیرانتفاعی با شهریه‌های نجومی می‌روند؟ پاسخ ساده‌ای که معمولاً شنیده می‌شود این است: «مردم حق انتخاب دارند.» اما برای بسیاری، این «انتخاب» نیست؛ «اجبار» ناشی از ترس است؛ ترس از افت تحصیلی، ترس از محیط آموزشی نامناسب و مهم‌تر از همه، ترس از قضاوت دیگران. همین‌جاست که پدیده‌ای شکل می‌گیرد که می‌توان آن را «اقتصاد ترس» نامید؛ جایی که خانواده فقط برای آموزش بهتر هزینه نمی‌کند، بلکه برای کاستن از اضطراب نسبت به آیندهٔ فرزندش نیز بهای سنگینی می‌پردازد.

و این ترس، بی‌ریشه نیست. کافی است در همین رشت از چند خانواده بپرسید یا سری به برخی مدارس دولتی شهر بزنید. در بخشی از مدارس دولتی، تراکم بالای کلاس‌ها، کمبود امکانات و فرسودگی فضاهای آموزشی، اعتماد بخشی از خانواده‌ها را کاهش داده است. وقتی پدر و مادر احساس کنند مدرسهٔ دولتی نمی‌تواند آیندهٔ فرزندشان را آن‌گونه که انتظار دارند تضمین کند، حتی بدون توان مالی نیز به سمت مدارس غیرانتفاعی می‌روند.

اما پرسش اصلی اینجاست: آیا کیفیت همهٔ این مدارس با شهریه‌های صدها میلیونی هم‌خوانی دارد؟ بی‌تردید نمی‌توان همهٔ مدارس غیرانتفاعی را یکسان دید. بسیاری از آن‌ها کیفیت آموزشی مطلوبی دارند و سهم قابل توجهی از رتبه‌های برتر کنکور را به خود اختصاص داده‌اند. بحث ما با این مدارس نیست؛ مسئله، مدارسی است که بیش از کیفیت، «برند» می‌فروشند؛ مدارسی که بیش از آنکه بر کیفیت آموزش تکیه کنند، بر ساختمان، تبلیغات و ظاهر سرمایه‌گذاری کرده‌اند. در همین استان نیز می‌توان معلمانی را دید که صبح در کلاس پرتراکم یک مدرسهٔ دولتی درس می‌دهند و ساعاتی بعد، در یکی از مدارس خوش‌نام شهر هستند. تفاوت، همیشه در کیفیت آموزش نیست؛ گاهی بیشتر در ظاهر و امکانات جانبی است.

سقف شهریه نیز داستان دیگری است. در برخی مدارس، هزینه‌های رسمی تنها آغاز ماجراست. سرویس، لباس فرم، اردوهای اجباری، کلاس‌های فوق‌برنامه و کمک‌های به‌اصطلاح داوطلبانه، هر کدام بار مالی تازه‌ای بر دوش خانواده‌ها می‌گذارند. ضعف نظارت نیز باعث شده بسیاری از والدین احساس کنند در برابر این هزینه‌ها حق انتخاب چندانی ندارند. از سوی دیگر، همین ترس از آیندهٔ فرزند، در مواردی به اهرمی تبدیل می‌شود که برخی مدارس می‌توانند با تکیه بر آن، خانواده‌ها را به پذیرش هزینه‌هایی فراتر از انتظار وادار کنند. وقتی درآمد، بر آموزش غلبه کند، مدرسه آرام‌آرام از یک نهاد آموزشی به یک بنگاه اقتصادی تبدیل می‌شود.

نتیجه را در خانه‌های خودمان می‌بینیم؛ طبقهٔ متوسط گیلانی برای تحصیل فرزندش از سفر، تفریح، پس‌انداز و گاهی حتی از بخشی از نیازهای ضروری زندگی خود می‌زند. یعنی آموزش، آرام‌آرام از یک «حق عمومی» به کالایی تبدیل می‌شود که کیفیت آن به توان مالی خانواده گره خورده است.

حالا سؤال اصلی اینجاست: چه کسی بر این بازار نظارت می‌کند؟ سقف شهریه‌ها در سامانه‌ای رسمی اعلام می‌شود، اما چند خانوادهٔ گیلانی از شهریهٔ مصوب مدرسهٔ فرزندشان اطلاع دارند؟ از سوی دیگر، حتی اگر مدرسه‌ای بیش از شهریهٔ مصوب دریافت کند، بسیاری از والدین به دلیل نگرانی از ایجاد حاشیه برای فرزندشان یا از دست دادن موقعیت تحصیل او در همان مدرسه، عملاً تمایلی به طرح شکایت ندارند و احساس می‌کنند امکان پیگیری مؤثر برایشان فراهم نیست.

شاید نخستین گام برای بازگرداندن اعتماد، شفافیت باشد؛ اینکه هر خانواده بتواند به‌سادگی از شهریهٔ قانونی مدرسه آگاه شود و اطمینان داشته باشد که در صورت مشاهده تخلف، بدون نگرانی از هرگونه پیامد برای فرزندش، امکان رسیدگی منصفانه و مؤثر به شکایت او وجود دارد. و گام مهم‌تر، تقویت واقعی مدرسهٔ دولتی است؛ نه با شعار، بلکه با سرمایه‌گذاری، امکانات، معلمان توانمند و ارتقای کیفیت آموزشی.

آن پدرِ جمع خانوادگی، در حقیقت فقط شهریه نمی‌پرداخت؛ بهای ترسی را می‌داد که از آیندهٔ فرزندش داشت. تا زمانی که اعتماد به مدرسهٔ دولتی دوباره ساخته نشود، این ترس همچنان یکی از مهم‌ترین موتورهای رونق بازار مدارس غیرانتفاعی خواهد بود. و هر ، بسیاری از خانواده‌های ما نه فقط شهریه، بلکه هزینهٔ ترسشان را نیز پرداخت خواهند کرد.

برچسب‌ها: #گیلان #رشت #گیلانی جان #گیلانی #اخبار گیلان #ه م #آموزش و پرورش گیلان #شهریه بابت «ترس» #بابت «ترس» پرداخت #مدارس غیرانتفاعی #شهریه مدارس #اقتصاد آموزش

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

ارسال دیدگاه

محافظت Google reCAPTCHA v3 فعال است.

سلام! من محیا دستیار هوشمند سایت هستم.